عبد الرحمن جامي
مقدمة 58
الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين
امر كه براي ممكنات اثبات مىشود نشان نقصان است وبر بارى تعالى محال . وبهر حال حكيم ومتكلم هر دو خداوند را قادر مىدانند ولى حكما معتقدند كه مشيّت ذات بر ايجاد همان فيض وجود إلهي است كه لازم ذات وى مىباشد همچنان كه سائر صفات كمال از لوازم ذات بارى تعالى هستند وانفكاك آنها از ذات بارى تعالى ممتنع ومحال است . امّا صوفيه قدرت زائد بر ذات براي حق اثبات مىكنند لكن زيادت آن مانند ديگر صفات در تعقل است نه در خارج وعلاوة بر اين معنى قدرت تردد بين امرين وترجيح أحدهما بحسب مصلحت در حق واجب جائز نيست ، زيرا حق تعالى احدى الذّات واحدى الصفات است . بلكه بمعنى اختيار است يعنى امرى بين اختيار وجبر بمعنى معهود نزد مردم است . با اين همه أمور مقدر وغير مقدر در علم إلهي أزلا وابدا مرتسم است ومرتب به ترتيبي است كه أحسن وأكمل از آن ممكن نيست هرچند حسن اين نظام بر اكثرين مختفى است وآنان امكان وجود هر دو طرف را توهم مىكنند ولى در نفس الامر آنچه وجود يافته وواقع شده واجب ولازم بوده وآنچه وجود نيافته ممتنع الوجود بوده است . خلاصه آنكه اختلاف نظر متكلم وحكيم وصوفي در مسأله قدرت بارى تعالى بهمان نحو است كه در ساير صفات إلهي ذكر شد . ونكتهء ديگر در اين مقام كه مورد اختلاف است اينكه آيا مىتوان وجود واثر قديم را به فاعل مختار نسبت داد يا نه : زيرا هر فاعل مختار فعلش مسبوق به اراده ومقدمات اراده است وبنابراين قديم نمىتواند باشد وهر دو طائفه متكلم وحكيم استناد اثر قديم را به فاعل مختار به دليل مذكور ممتنع مىدانند : منتهى متكلم صفت اختيار براي بارى تعالى اثبات مىكند ونفى اثر قديم از ذات مىكند وبزبان ديگر افعال بارى را همه حادث مىداند بخلاف حكيم كه افعال بارى تعالى را همه قديم مىداند وصفت اختيار را از وى نفى مىكند . امّا صوفيه معتقدند كه بارى تعالى را هم اثر وفعل قديم است وهم صفت اختيار دارد . آنان مىگويند : هرچند افعال بارى بر فرض فاعل مختار بودن ناگزير مسبوق بشرط قصد است وليكن اين شرط عين ذات است كه از لحاظ تعقل ممتاز است نه از لحاظ خارج مانند نسبتها وإضافات . بنابراين مختار بودن بدين معنى